تبلیغات
میم مثل معلم - نمی توانم بدون اختراعم زند گی کنم
میم مثل معلم
معلم یک عمر اثر می گذارد او هرگز نمی داند نفوذش کجا متوقف می گردد
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

نمی توانم بدون اختراعم زند گی کنم

دیروز ٢٠ اسفند ٨٥ در روز نامه اعتماد مطلب با عنوان «نمی توانم بدون اختراعم زند گی کنم »چاپ شده بود که محتوایش گفتگو با مخترع تلفن همراه بود نکاتی از این گفتگو را در زیر می آورم :

- مخترغ تلفن همراه مردی ٧٧ ساله به نام دکتر مارتین کوپر است

- او سالهای پیش به عنوان مهندس الکترونیک در شر کت موتور و لا کار می کرد .

- اولین کسی بود که گوشی قابل حمل را ساخت .

- اولین کسی بود که با گوشی تلفن همراه یک کیلو گرمی اش در سوم آوریل ١٩٧٣ صحبت کرد .

- کوپر ایده ساخت  گوشی همرا را از یک فیلم پر بیننده ذر آن زمان گرفت

-  در یکی از صحنه ها ی فیلم علمی  تخیلی «پیشتازان فضا» یکی از شخصیت های اصلی سریال با یک گوشی بی سیم حرف زد و با دیدن این صحنه ایده ساخت تلفن همراه به ذهن کوپر الهام شد .

- او اولین تماس تلفنی اش را با رقیبش آقای جو انگل گرفت .

- شر کت من در حال حاضر روی چیزی کار می کند که ما فکر می کنیم همان آینده است

نمی توانم بدون اختراعم زند گی کنم

دیروز ٢٠ اسفند ٨٥ در روز نامه اعتماد مطلب با عنوان «نمی توانم بدون اختراعم زند گی کنم »چاپ شده بود که محتوایش گفتگو با مخترع تلفن همراه بود نکاتی از این گفتگو را در زیر می آورم :

- مخترغ تلفن همراه مردی ٧٧ ساله به نام دکتر مارتین کوپر است

- او سالهای پیش به عنوان مهندس الکترونیک در شر کت موتور و لا کار می کرد .

- اولین کسی بود که گوشی قابل حمل را ساخت .

- اولین کسی بود که با گوشی تلفن همراه یک کیلو گرمی اش در سوم آوریل ١٩٧٣ صحبت کرد .

- کوپر ایده ساخت  گوشی همرا را از یک فیلم پر بیننده ذر آن زمان گرفت

-  در یکی از صحنه ها ی فیلم علمی  تخیلی «پیشتازان فضا» یکی از شخصیت های اصلی سریال با یک گوشی بی سیم حرف زد و با دیدن این صحنه ایده ساخت تلفن همراه به ذهن کوپر الهام شد .

- او اولین تماس تلفنی اش را با رقیبش آقای جو انگل گرفت .

- شر کت من در حال حاضر روی چیزی کار می کند که ما فکر می کنیم همان آینده است .

- این که اینترنت بی سیم در هر جایی به راحتی وجود داشته باشد .

- من فراتر از همه تصورات ، با داشتن رضایت و خشنودی از انجام چیزی که از دستم بر می امده ، ثر وتمند هستم .

مرد سال عنوانی که مردم هر دیار ممدکت در پایان سال او را انتخاب می کنند . هر چند روزنامه و مطبوعات و صدا و سینما مرد سال ما را به چیزی نمی گیرد اما من می خواهم امسال مرد سالم را انتخاب نمایم .

از دیار خویش شروع می کنم و انهایی را که مردانه در راه آزادی قدم نهدند به تربیت اهمیت و مهم بودن کار ها ردیف می کنم در این میان شیر زنانی هستند که می توانند از مردان مرد تو باشد و سزاوار تر برای انتخاب  مر د سال

ابتدا خانم رویا طلوعی باید نام ببرم که یک تنه می خواست زنان کرد و ایرانیان را به سر منزل سعدت رهنمود باشد و از درد خود سوزی ها در هفته نامه را سانش می نوشت وقتی یک بار اورا درک براتوارش ملاقات کرم جمله ای را از نویسنده ای براش نقل کردم دفترش را از جیبش در آورد و یادداشت نمود .

و بعد از او باید از مظفر پر تو ماه بگویم که مر گش زود هنگام و بی سر و صدا بود مردی که جامعه اش  به اندازه ی مرگ یک خواننده بازاری برایش متاسف نشد .

خواننده کرد سعد الله نصیری که سوزی در آوازیش است و با تمام و جودشعاری را که سراسر پیام صناو صداقت و دوستی است می خواند .....

شیر کوه بیکس یادم نمی رود چرا که می خواهد واژه های مرده اجدادیمان را زنده نگه دارد و او فریاد کردستان است . او تاریخ سلیمانیه است او کورسی اش به گذشته می رود تا برای مان اینده را ار مغان اورد او منادی صلح و صفا و فر هنگ است .

 در ان طف مرز کسی دیگر قلم بر گرفته تا دولت داشتن را به ادمیان بیاموزد و او کسی نیست جز شاعر بزرگ کرد لطیف هلمت

- می روم مادر

- اگر نیامدم

گل می شوم

در کوهستان ....

می روم مادر

اگر نیامدم

جانم واژه های

همه شعرای ازاده شده است .

امسال مرد سالی را در کردستان تر کیه شناختم پرواز می کنم به سر زمین خویش و این بار از مسعود بهنودی می گویم که می خواهد و انها را ه گشا است و بهنود که می خواهد با لبه تیز طنزش زخم های لاعلاج و سر طانی جامعه اش را جرا می کند اوست که زیبا می گوید در باره وضعیت اسف بار معلمین :

«وزارت اموزش و ژرورش تعهد می کند که برای بهبود وضع معلمین کشور سه ماه قبل از انتخابات حیاط  تمام مدارس را مجددا اسفالت کند تا مشکلات مالی معلمان هم حل شود .

و یا عبد الکریم سروش که می خواهد روشنفکر دینی بماند و سقف معیشتش نمونه ای از روشنفکری است .

و به سنندج بر می گردم این بار مدیر پر تلاشی را به نام خلیل کریمی که می خواهد ارزش های دینی علمی و بو می نهادینه شود او ٥ سال است با لباس کردی در اداره حضور پیدا می کند و روز های دوشنبه به همه واحد هایش سر می زند ،و کلاس های مدیریتی اش نمادی از تلاش اوست .

و اما هیچ کدامشان را بر نگذیدم و این بار من هم چون ان نویسنده ی که سال ٧٦ فعلی را انتخاب نمود به نام طمئینه من کلمه ای دیگر را بر می گزنیم به عنوان مرد سال و ان صلح است .

- نگاهی به تاریخ گذشته به ما می اموزد که هر گاه ان یار سفر کرده به دیاری روی نمود علم و دانش حکمت ،فلسفه ، در پناه او در سعادت می زیستند .

- انگاه که صلح از دیار فارس بر خاست سعدی رفت و بر نگشت تا ارامش به سر زمینش قدم رنجه نمود و در زیر سایه او خرمن ٥٠ سال سفر را بوستان و گلستانی کرد که دست خزان بدان نرسد .

یادم رفت ان یار سفر کر د چون به شبه جزیره چجاز باز امد پیامبر حضرت ابوبکر ،عمر ،عثمان ،علی را پرورد و انها نیز امپراتوری اسلامی را تا قرن هشتم که منادی صلح و صفا و دوستی و مهر و محبت بود به وجود اوردند .

ان یار سفر کرد سالها است به اروپا و امریکا رفته است و موجب شده است هر سر زمین هزاران ادیسون به جامعه بشر ی هدیه کنند تا قانون قهر مان پروری بشکند .

انها مارتین کوپر را به دنیا هدیه کردند تا او مو بایل را به انسان هدیه کند و خود بگوید :من فراتر از همه تصورات ، باداشتن رضایت و خشنودی از انجام چیزی که از دستم بر امده ثر وتمند هستم .

و یا هر شاعر یا نویسنده ای کهدر فراق ان یار سفر کرده مطلبی سروده یانگاشته است قابل ستایش است .

تا یادم نرفته ان کرد بچه را باید بگویم که با زمانی برای مستی اسب ها گام برداری پرده و سینما ی جهانی نهاد و با اواز ها سر زمین مادری و لاک پشت ها پرواز می کنند خواست مظلومیت کردها را به جهان بنمایاند و اثارش با ان همه نقد و نظر ماندگاری ماند .

از عبد غفار پیر نازک بین سنندج چیزی نگفتم چرا که هنوز هم اثارش چشم انتظار صاحب کردی است تا قدم پیش نهد و به چاپ اشعارش که سراسر مهر و دوستی و صفاست بپردازد .

و از گروه طنز پرد از خه م ره وین که با نمایش های طنز شان می خواهند لبخند و شادی را به خانه های مردم کرد بیاورند همچون مهران مدیری که باغ مظفر ش هم جالب و اثر گذار بود .

از عباس کمندی نگفتم که در این سر پیری هنوز پر کار است .

نمی دانم از که دیگر بگویم از عبدالله په شیو که در وصف صلح می گوید :

اگر صلح مر سالم نبود فردین معصومی فر را به خاطر بیا ن زیبا و مطالعات عمیق و فکر بکرش انتخاب می کردم او که در اداره ناحیه ٢سنندج به عنوان کارشناس تربیت بدنی کا ر می کند از بامسماترین پست ها را دارد و ادبیات و....

از میان دوستانم شمس الله اقا بابایی که غمش فلسفه اموزش و پرورش است و شمس دسگر یعنی نادری که عشقش حضرت مولانا است و هم او بود که مرا به سمیع رفیع معرفی کرد

 





نوع مطلب : یادداشت های سالهای پیش، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 شهریور 1397 :: نویسنده : #محمد_ فایق _مجیدی _دهگلان
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

در این وبلاگ در مورد معلمی ، روش های یاددهی- یادگیری، خلاقیت، امتحانات می نویسم
در این وبلاگ در مورد برنامه تعالی مدیریت مدرسه وجشنواره نوجوان خوارزمی به صورت ویژه می نویسم
مدیر وبلاگ : #محمد_ فایق _مجیدی _دهگلان
موضوعات
نظرسنجی
آیا از عملکرد سال 96 راضی هستید؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :